او به شدت تحت‌تأثير رابرت گروستست قرار گرفت‌، و بيكن او را بسيار ستود؛ نفوذش‌ بيشتر در پاريس مشهود شد، از جمله درگيوم سن كلودي‌.
او رساله‌هايي در زمينه‌ٴ رياضيات‌، اخترشناسي‌، و شايد شرحي بر كتاب موسيقي بطليموس‌ نوشته است‌.
شهرت كامپانو بيشتر به خاطر تحرير لاتيني اصول اقليدس (مقاله‌ٴ اول تا پانزدهم كه او همه‌ را از اقليدس مي‌دانست‌) در 1254 (؟) است‌. از قرار معلوم اين تحرير براساس ترجمه‌ٴ آدلاردباثي‌ (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ دوازدهم‌)، تهيه شده است‌. در واقع نمي‌توان آن را ترجمه‌ٴ جديد دانست‌، بلكه‌ نوعي شرح ترجمه‌ٴ آدلارد است كه كامپانو براي آن از ساير مآخذ عربي هم استفاده كرده است‌. اين‌ نخستين تحرير اصول اقليدس بود كه چاپ شد (ونيز 1482). در آن برخي موضوع‌هاي رياضي‌ جالب ديده مي‌شود. تعريف زاويه‌ٴ تماس (نموراريوس‌) ميان يك منحني و خط مماس بر آن به‌ صورت زاويه‌اي كوچكتر از هر زاويه‌ٴ واقع در ميان دو خط راست‌، كامپانو را به مطالعه‌ٴ مقادير پيوسته رهنمون شد. او گنگ بودن تقسيم طلايي‌1 را از طريق استقراي رياضي و برهان خلف‌ ثابت كرد. مجموع زاويه‌هاي كثيرالاضلاع ستاره‌اي را محاسبه كرد. رساله‌ٴ رياضي ديگرش به نام‌ تربيع دايره چنان پوچ است كه انسان مي‌خواهد در اصالت آن شك كند، هر چند آلبرت ساكسوني‌ يك سده‌ٴ بعد از او، به عنوان موٴلف آن ياد كرده است‌.
او رساله‌هاي نجومي متعددي هم نوشت‌: اختيارات كبير، درباره‌ٴ سيارات (به خواهش اوربان‌ و بنابراين پيش از 1265)، رساله در باب افلاك (پس از كتاب قبلي‌)، رساله در باب كره‌ٴ مجسم‌، رساله در باب ساختن ربع‌. دو رساله‌ٴ آخري ابزارهاي نجومي را توصيف مي‌كند؛ كره‌ٴ مجسم نوعي‌ ذات‌الحلق است‌، و ربع را غالباً ابزار كامپانو مي‌نامند و اخترشناسان پاريسي بيشتر از آن استفاده‌ مي‌كردند؛ رساله در باب ساختن ربع‌، اگر از تعداد نسخه‌هاي خطي‌اش قضاوت كنيم‌، رايج‌ترين‌ آثار او بوده است‌.
كامپانو در اختيارات كبير تقويم و اقبال و ادبار اعتدالين را توصيف مي‌كند، كه از طريق آثار رابرت گروستست و هم‌چنين شايد از مآخذ ديگر با آن آشنايي داشت‌. رساله در باب سيارات‌، كتابي در باب كليات اخترشناسي بود. او از جمله در ميان مطالب ديگر از نظريه‌ٴ قديم بحث‌ مي‌كند كه دورترين فاصله از يك سياره بايد برابر با نزديك‌ترين فاصله به سياره‌ٴ بعدي باشد (شايد اين نظريه را تا زمان پروكلوس بتوان دنبال كرد، و اغلب در نوشته‌هاي قرون وسطايي‌ ديده مي‌شود).


1. golden section، اين اصطلاح تا حدي تازه است‌. تقسيم خط به نسبت ذات وسط و طرفين است كه پروكلوس آن را ((مقطع‌)) ناميد. لوكاپاچيولي (1509)، آن را ((نسبت آسماني‌)) خواند.